Archive for the ‘مینیمال’ Category

رو دل

Posted: September 19, 2013 in مینیمال

عادت كرده ام، فكرهاى خام خام ميكنم، رو دل هم كه باشد ناراحت نميشوم

Advertisements

زبانِ تفکر

Posted: May 26, 2013 in مینیمال

شاید هرچیزی رو نشه به زبون آوورد، ولی حداقل میشه درموردشون فکر کرد

دلتنگي

Posted: December 15, 2012 in مینیمال

اگر دلتنگي وجود نداشت، عشق و احساسات هم وجود نداشت

2راهی

Posted: August 28, 2012 in مینیمال

بین دو راهی گیر کرده ام، که زندگی ام پر از خالی ست، یا خالی از پر

شمع، …، پروانه

Posted: July 28, 2012 in مینیمال

پروانه اگر فوت کردن بلد بود، شمع اینگونه با احساساتش بازی نمیکرد

گذر عمر

Posted: July 6, 2012 in مینیمال

بچه ایم، دوس داریم بزرگ شویم، بزرگ میشویم، بچه دار میشویم، بچه یمان دوست دارد بزرگ شود، ما هم دوست داریم، چون نقش پدر و مادر ما را بازی میکنند و ما دوباره بچه میشویم، همان چیزی که آرزوی هر آدم بزرگی ست

پای زندگی

Posted: June 9, 2012 in مینیمال

صدای پای زندگی را میشنوم، که دوان دوان از رویم رد میشود، و صدای تو، که مدام میگویی، از نوووووو