Archive for the ‘اجتماعی’ Category

میدانی؟
گاهی اوقات با دیدن جامعه یاد جنگل می افتم، جنگلی که مثل بیابان میماند، سرسبز، باصفه ولی بی مصرف، ابلته این موضو به شرایط جامعه برمیگردد، ای کاش در جامعه، هر کس، کسی را داشت در در مواقع لزوم یاری اش دهد
لذت نوشتن را وقتی لمس میکنم که روی کاغذ این کار را انجام میدهم، گاهی اوقات خط خطی کردن بیخودی کاغذی که بعدش مچاله ش میکنیم و می اندازیمش دور

Advertisements

وقتي خيلي بچه ايد از شما ميپرسند علم بهتر است يا ثروت، معمولا ما در بچگي جوابي براي اين سوال نداريم، چون جوابمان پول است و اگر آن را به آقا/خانوم معلم بگوييم بلافاصله با عكس العمل منفي او مواجه ميشويم(اگر نخواهيم بگوييم كتك ميخوريم)

بدم مي آيد از مسائلي كه در زندگي عم پيش مي آيد و تمام آن را تحت الشعاع خود قرار ميدهد، مسائلي كه زياد علاقه اي به آنان ندارم، بگذريم، يه سري كارا هم هست كه حتما در آينده اي نه چندان دور بايد انجام شود، همان هايي كه براي انجامشان فوق العاده پافشاري ميكنم و ادامه دادن گپ هفته هم در اولويت هاست، از اين شرايطي كه درش قرار دارم تنفر دارم، خيلي گهه از چيزي متنفر باشي ولي حتي خودتم ندوني چيه