زن و زندگی

Posted: July 15, 2012 in طنز

خدا آن روز را نیاورد که شما پسر بزرگ خانواده باشید و مادرتان هم عشق بچه، آنوقت است که حس و حال این روزهای من را پیدا میکنید
گاهی اوقات این سوال را از خودم میپرسم که : ینی من اینقد پیر شدم؟
که هروقت مرا میبیند سراغ نوه اش را از من میگیرد، حالا اینها همه به کنار، این موضوع هم خیلی جالب است که مدام از من میپرسد : کی زن میگیری؟
هروقت هم بیرون میرویم ازین موضوع خنده ام میگیرد، رد دید مرا طوری هوشمندانه دنبال میکند که آدم را یاد فیلم های جیمزباند می اندازد، وقتی هم ازش میپرسم چه شده میگوید : میخوام ببینم سلیقه ت تو انتخاب دخترا چجوریه، بعد از برگشتنمان هم باید تا چندروز بعد را صرف توضیح این موضوع بکنم که هنوز برای ازدواج یک پسر بیست و یک ساله خیلی زود است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s