سرباز مملکت:دی

Posted: October 7, 2011 in دلنوشته

چن روز دیگه آموزشی تموم میشه، تخمی تخمی شدم دوماه خدمت:دی درسته خیلی سخت بود، ولی هرجور بود گذشت، فقط مونده تقسیم، همه یه جورایی استرس تقسیم دارن، دوستای خوبی پیدا کردم، بهزاد، کیوان، میلاد، علی، محمد، همه و همه، من و شص نفر دیگه که تو یه آسایشگا دو ماه تمام با هم زندگی کردیم، اگه اتفاقی افتاد با هم اذیت شدیم، اگه کارمون خوب بود با هم تشویق شدیم، با هم مرخصی اومدیم، با همم ترخیص میشیم، یه خستگی خاصی تو وجودمه، که با خوابیدن و تو خونه موندن و هیچ کاری نکردن رفع نمیشه، خستگی روانی، به ثبات نیاز دارم واقعا، فعلا خان اولو رد کنم، برم تو یگان فک کنم بهتر باشه، به امید روزی که به امروزم میخندم

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s