چوب پنبه

دامین آرشمیدس رو تمدید کردم، شاید امسال اصلا هیچی ننویسم توش، شاید اصلا نشه گپ هفته رو ادامه داد، شایدم بشه، خدا رو چه دیدی، هنوزم اول پستمو کامل مینویسم بعد عنوانشو انتخاب میکنم، دیگه عادت شده، خیلی وقته اینجوری میکنم روز خدافسیه امروز، باس برم دیگه، شاید اینو تعطیلش کنم و برم دنبال کارم، از دنیای مجازی خستم، میخوام یکم تو واقعیت باشم، زندگی تو دنیای مجازی یه جورایی زندگی کردن تو فکر و خیاله، هیچی واقعی نیست، مثل رویا میمونه، توی دنیای ما انسانا با اون شخصیتی زندگی میکنیم که خودمون واس خودمون ساختیم، نه اون چیزی که … Continue reading چوب پنبه

حس و حال

هی میام میخوام بنویسم نمیشه، نمیدونم گشادیه، هنگه، چیه هرچی هست نذاشته بعد از فوت بابابزرگ تا الان بنویسم بابابزرگ نا باورانه رفت، کل مریضیش رو هم شیش ماه هم نشد، پارسال این موقه فکرشم نمیکردم سال بعد نباشه، میبینی حکمت خدا رو؟  یهو یکیو میبره اونور، خوب البته پارتیشم کفت بود:دی به هر حال، یهو داشبوردو باز کردم و با خودم گفتم این سری دیگه مینویسم، واقه عنی( اسمایلی ای دخترا:دی) و شرو کردم به نوشتن، وقتی میشینم پای این هرچی بیاد تو ذهنم مینویسم، بستگی به حال اون موقه هم داره هر چی هس فعلا حالم خوبه:دی ( … Continue reading حس و حال