شاید، شاید، شاید

Posted: May 31, 2011 in Uncategorized

میدونی، همیشه وقتی میگن بنویس اولین چیزی که توی ذهن میاد اینه که چی بنویسم؟ یا میگن بگو، میگی چی بگم؟ اینا چیزاییه که وقتی داشبورد وبلاگو باز میکنم میان تو ذهنم، که چی بنویسم؟؟ از کجا شرو کنم؟ خوب به هرحال هرکس یه جوره دیگه، شاید حرف زدن تنها خصوصیت من باشه، همون وراجی، شایدم سر طرف مقابل درد بیاد و اینا، به هر حال، ده روز دیگه ورودم رو به دهه سوم زندگیم جشن میگیرم، دهه ای سرنوشت ساز، اگه قراره چیزی بشم باید تو این دهه بشم، کلا برعکس دو دهه قبلی اصلا منتظر این یکی نیسم و دوس ندارم بیاد، شاید هنوز آمادگیشو ندارم، شایدم همش تلقینه، شاید شاید شاید

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s