گفتنش راحته

Posted: May 12, 2011 in Uncategorized

محسن همه رو جم کرد، گپ پی اس عوض شده، یه پی اس دیگه آووردم، میگف کار فورمه، خیلی عالی، فولانی تو حوا باش، فولانی تو آدم باش، شماها فرشته مرد، شماها هم فرشته زن، آرش تو نقش شیطانو بازی کن
اون توضی میداد و من به سربازی و پا کوبیدن فک میکردم، حرفاش تموم شد و رفتیم خونه هامون، روز بعدش جمع شدیم و تموم حالتا رو بهم گفت، بهش گفتم محسن من باید برم سربازی، گف بیخود، باید بمونی با بچه ها کار کنی، میگف میتونی، یکم باهات کار کنیم، ولی دل به کار نمیدادم، خودمو میزدم به خنگی، تمرین نمیکردم، همه تو کاراشون خوب بودن، فقط من لنگ میزدم، تا دیشب، محسن گف شیطانمون هنوز شیطان نشده، بذا دوباره تست بگیریم، معلوم بود خیلی تمرین کرده، اومد و خیلی عالی نقشو بازی کرد، همه حال کردن، منم داشتم میخندیدم، انگار یه باری از رو دوشم برداشته شد، سبک شدم، ولی یه غم بزرگی ته دلم بود، کاش سربازی کزایی وجود نداشت، به بهانه پسر بودن دو سال تموم زجرت میدن تا تموم عقده های دوران بچگیشون خالی بشه، که البته نمیشه
هرکی برگشته میگه آره، خدمت خیلی خوبه، فولان میکنی، دوست پیدا میکنی، بهمان میکنی، آره، شما خوشتون میاد دو سال تموم حمالی این فرمانده ها رو بکنید
حتی وقتی خداویسو میخوندم هم به خدمت فک میکردم، گفتنش راحته
من یه مشکل بزرگ دارم، اونم اینه که خیلی عجولم، یه حسنی هم که دارم اینه که خیلی بالا بالاها میپرم، ولی عیبم نمیذارم حسنم تاثیرشو بذاره
زود از همه چی خسته میشم، بی حوصلگی و اینا
تازگیا یکم تونستم فکرمو آزاد کنم، بیشتر هوش و حواسمو گذاشتم روی گپ هفته، میخوام موفق بشم، این دفه با صبر و حوصله

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s